آن همه محبت تبدیل شده به رفتارهای سیاست مدارانه !
و این همیشه اینگونه بوده.... آدمها تغییر می کنند... و
رفتارهای متقابل باعث تغییر رفتارشان می شود
و من نمی دانم چرا باید.....!
می دانی گاهی آنها تغییر نمی کنند... آنها همان هستند شاید
حتی بهتر از آنی که اول بودند ... ولی تو توقعت بالا رفته
و اوایل برایت تازگی داشته و خیلی همه چی خوب بوده... و
حالا منتظر حرکات جدید هستی!!! مگر دلقک است! خوب می دانی که نیست... اگر هم بود !
مگر چقدر حرکت بلد است!
خزعبلات .... و باز هم دلتنگ شدن عادت کم حوصله هاست....
یه جوری تو شعرش می گه "کم حوصله هاست" که فکر می
کنی "کم حوصله ها" فحشی ، بد و بیراهی چیزی هست و تو بلد نیستی!!
و بعد ....
و بعد از این همه سعی می کنی عادت کنی... سعی می کنی برگردی
همان جایی که بودی و راه خودت را بروی و دوباره به خودت یادآوری می کنی که: "
آدم ها حرف زیاد می زنند ... باور نکن! نه اینکه آنها بخواهند گولت بزنند!
خاصیتشان این طوری هست ... به قول معروف مدلشون اینطوریه!! یک نفر هر چقدر هم عزیز
قدر یک چایی خوردن که برایت وقت گذاشت بهترین است!! ولی همین و بس .. بیش از این
اصلا نمی شود ... مثل اینکه مثلا فکر کنی همین مانیتوری که جلوته بخواد بره برات
خرید هم بکنه!!... تازه بستنی هم بخره... بستنی اش هم عروسکی باشه ... سالار هم شد
قبوله!!!!!!!!! نمی شه دیگه......"
می تونید جملگی دست به دعا بردارید که شفایم عاجل باشد....
ولی حالم خوب است ... دعا هم نکردید نکردید
یه چیزی که هست و بد نیست بدانید اینه که دل آدمیزاد حسابی
قفل و بست دارد ... و قفل و بست دل حقیر حسابی است ... خیلی حسابی تر از آنچه فکرش
را کنید... ولی یه وقتایی که یه کلید میارن میگن ببین بهش می خوره !! حتی از
امتحان کردنش هم پشیمون می شم که چرا امتحان کردی ... مگر این ها رانمی دانستی ...
عاجل انشاالله : )